على اصغر شميم

251

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

گمرك دريافت شود و در حقيقت روح ماده‌ى سوم قرارداد همان روح فصل اول عهدنامه‌ى تجارتى ايران و انگليسى بود كه قبلا بدان اشاره كرديم . طبق اين قرارداد دولت اسپانيا حق داشت كه در تهران و تبريز نمايندگىهاى تجارتى تأسيس كند و دولت ايران نيز متقابلا يك وكيل التجار در شهر مادريد « 1 » پايتخت اسپانيا و يك نمايندگى بازرگانى در بندر بارسلن « 2 » يا هر بندر ديگرى كه صلاح بداند داشته باشد . II روابط ايران و فرانسه مقدمه در فصل يازدهم اين كتاب اشاره كرديم كه حسين خان آجودانباشى با عنوان سفير و نماينده‌ى فوق العاده محمد شاه در سال 1254 قمرى ( 1838 ميلادى ) عازم انگلستان شد تا درباره‌ى مداخلات سفير بريتانيا در امور داخلى ايران و از آن جمله در مسئله‌ى هرات با وزير خارجه و نخست‌وزير انگليس مذاكره كند « 3 » . وى چون اطلاع يافت كه اولياى دولت بريتانيا سفارت او را به رسميت نخواهند شناخت ، در وينه با مترنيخ گفتگو كرد و از او خواست كه از راه ديپلماسى ، رسميت سفارت او را به انگلستان بقبولاند . مترنيخ نيز در اين‌باره اقدام كرد و چون اقدامات او به نتيجه‌ى قطعى نرسيد آجودانباشى در محرم سال 1255 عازم پاريس شد . آجودانباشى در ماه صفر 1255 وارد پاريس و ژوانن « 4 » عضو هيئت اعزامى ناپلئون اول به ايران كه به زبان فارسى آشنايى داشت ، از طرف دولت فرانسه مأمور پذيرايى از نماينده‌ى ايران گرديد . آجودانباشى با گيژو « 5 » وزير امور خارجه‌ى فرانسه و سپس با لويى فيليپ « 6 » پادشاه

--> ( 1 ) - Madrid ( 2 ) - ( Barcelone ) Barcelona ( 3 ) - به فصل يازدهم صفحه‌ى 224 رجوع شود . ( 4 ) - Joinin ( 5 ) - Francois Guigot ديپلمات و مورخ و نويسنده‌ى محافظه‌كار فرانسوى كه مخالفت او با ليبرال‌ها و جمهورىخواهان فرانسه مقدمات انقلاب سال 1848 و سقوط سلطنت لوئى فيليپ را فراهم ساخت . ( 6 ) - Louis Philippe پس از انقلاب ژوئيه‌ى سال 1830 ميلادى ( 1246 قمرى ) و سقوط سلطنت شارل دهم به پادشاهى فرانسه رسيد و در فوريه‌ى سال 1848 ميلادى ( 1265 ميلادى ) طى يك انقلاب عمومى از سلطنت استعفاء كرد و به انگلستان گريخت .